کتاب ایران و ماوراء النهر در نوشته های چینی و مغولی سده های میانه، جستارهای تاریخی و جغرافیائی فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب تاریخ و جغرافیای ایران انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

ایران و ماوراء النهر 

نویسنده: امیلی واسیلیویچ برت اشنایدر
مترجم : هاشم رجب زاده
ناشر: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 570
اندازه کتاب: وزیری گالینگور  - سال انتشار: 1382 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب 

در نوشته های چینی و مغولی سده های میانه، جستارهای تاریخی و جغرافیائی

ماوراءالنهرسرزمين شگفتي‌هاست.سرزميني در شمال شرقي ايران امروز، بين شرق درياي خزر و غرب چين، همان ورارودان يا فرارود و فرارودان و ورزرود كه گاهی به خراسان بزرگ نیز معروف بوده و اعراب بدان ماوراءالنهر مي‌گفته اند و رودان نيز منظور دو رود آمودريا و سيردريا يا جيحون و سيحون است. مصداق تاریخی و جغرافیایی این منطقه واقعاً مشخص نیست و در برخی منابع  خلط اسامی شده  است، گاهی همۀ سرزمین های شمالی ایران از جمله خراسان را یک جا ماوراءالنهر خوانده و گاهی از هم تفکیک کرده و مثلاً خراسان را اقلیم چهارم و ماوراءالنهر را اقلیم پنجم به حساب آورده اند ولذا وجود برخی مناطق این خطه میان این دو اقلیم وحتّی گاهی میان آن دو با  اقلیم ششم(ولایت ترک) در ابهام است.

چنان که در آثارالبلاد و اخبارالعباد قزوینی «نخشب» یک بار جزو اقلیم چهارم و بار دیگر جزو اقلیم پنجم و«فاراب» یک بار جزو اقلیم پنجم و بار دیگر جزو اقلیم ششم به حساب می آید. به همین دلیل چنان که وامبری می  نویسد مرز بندی واقعی ماوراءالنهر را نمی توان مشخص کرد و بر سر تعیین مدلول جعرافیایی برخی ازسرزمین های آن اختلاف هست . این منطقۀ آباد زماني جزو خاک ايران و درواقع خراسان بزرگ به شمار می آمده و اکنون به قلمرو جمهوري‌هاي تاجيك و ترك زبان: تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، قزاقستان و قرقيزستان اطلاق مي‌شود.

امپراتوري روسيه در نيمۀ دوم قرن 19 با اغراض خاص سياسي به این منطقه وارد و بر آن مسلط شد و به همراه بخش‌هايي از تركستان، چين، تبت شمالي، كشمير، بخش شمالي پاكستان و بخشي از خراسان و مازندران ايران آن را آسياي مركزي ناميد. این منطقه همچنين منطبق است بر بخشي از سرزمين افسانه‌اي توران زمين (قلمرو فرمانروايي تور، فرزند فريدون در شاهنامه فردوسي)كه علاوه بر دو رود بزرگ که نام برده شد،رودهای زرافشان، پنج، فرغانه، تجن و برخي ديگر نیز در آن جاري‌اند.

تاريخ اين سرزمين يكي از پيچيده‌ترين و سيال‌ترين تاريخ‌ها است كه حدود 2500 تا 3000 سال را دربرمي‌گيرد. نخستين اشارت به سرزمين‌هاي این منطقه را در اوستا مي‌توان يافت. در يشت‌ها آمده كه اهورامزدا شانزده سرزمين را متوالياً آفريد و بيشتر اين سرزمين‌ها مربوط به ايران شرقي و آسياي مركزي است. در مهر يشت نيز به رودخانه‌هاي قابل كشتيراني اشاره شده كه آنها را فقط با سير دريا و آمودريا مي‌توان انطباق داد. هرودوت در شرح ساتراپي‌هاي ايران، ساتراپي شانزدهم را شامل: پارت‌ها، خوارزمي‌ها، سغدها و آريايي‌ها مي‌شمارد.در اوستا و كتيبه داريوش در بيستون نيز از خوارزم نام برده شده است.

دولت سامانی، تجربه ای دیگر از تأثیر خراسان بزرگ بر تحولات جاری ایران است.تاریخ این خاندان با سامان خدات آغاز می شود که گردیزی او را از «مغان» دانسته که طبعا «دین زرتشتی» داشته است.فرزندش اسد، چهره ای برجسته بوده و خاندان آنان در نواحی ماوراء النهر، شناخته شده بوده است.همو نسب وی را به جمشید و کیومرث رسانده است! این کاری است که مؤلف تاریخ سیستان برای یعقوب لیث کرده بود.شگفت آن که در کتاب سواد اعظم یک کتاب مذهبی از قرن چهارم منطقه ماوراء النهر برای ابو حنیفه، رئیس مذهبی فقهی حنفیان نیز این نسب آمده : ابو حنیفه نعمان بن ثابت بن طاووس بن هرمز بن کسری!

 تاريخ فرهنگ و تمدن اين ديار بعد از سقوط سامانيان به علت بي‏‌توجهي مورخان‏ و محققان، در هاله‏‌اي از ابهام مانده و كسي در اين باره تحقيق يا تأليفي مستقل انجام نداده است.كلياتي در جغرافياي تاريخي، تحولات سياسي، آموزش و نهادهاي آموزشي، علوم رايج، اديان و فرق، و معماري و هنر برخي‏ از فصل‏‌هايي است كه اطلاعات ارزش‏مندي را از سرزمين ماوراءالنهر به خوانندگان ارائه مي‏‌دهد.

خراسان و ماوراءالنهر در تاریخ ایران و اسلام متن جغرافیای تاریخی شهرهای ایران که دارای شصت و سه بند می باشد ‘به احداث شصت و یک شهر و دیار وبناهای گوناگون در ماوراءالنهر خراسان و دیگر نقاط ایران پرداخته است. در اصل متن از یکصد و پانزده شهر بزرگ و کوچک سخن رفته است ولی از سرنوشت و چگونگی ساخته شده پنجاه و چهار شهر آن اطلاعی در دست نیست. شهر بغداد به عنوان شصت و یکمین شهر توسط خلیفه ابونصر معروف به ابوالدوانیق ساخته شده است . گرد آوری و تدوین نهایی آن شهر به هشتصد سال پس از میلاد مسیح نسبت داده شده است.

در این متن شهر سمرقند را کاووس پسر قباد پی افکندو سیاوش پسر کاووس آن را به پایان رساند.در سمرقند هفت پادشاه بودند‘جمشید‘فریدون‘منوچهر‘کیکاووس‘ک یخسرو‘لهراسب وگشتاسب . نفرین شده افراسیاب شهر را ویران و آن را بتخانه کرد. در شرق ماوراءالنهرنبت و در جنوب آن خراسان و در غرب آن غور است. ماوراءالنهر از دیرباز به خاطر آبادانی و وفور محصولات ‘مراکز تولیدی و تأسیسات اقتصادی پایگاه دادو ستد و مرکز تجارت بوده است . سمرقند ‘نخشب‘ویشگرد‘خجندوفرغانه از بلاد ماوراء جیحون در خطه خراسان ذکر شده است .

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

ایران و ماوراء النهر در نوشته های چینی و مغولی سده های میانه، جستارهای تاریخی و جغرافیائی

  • 0ریال

برچسب ها: امیلی واسیلیویچ برت اشنایدر, هاشم رجب زاده, ماوراءالنهر, خراسان بزرگ, آسیای میانه, سفرنامه, تاریخ ایران باستان, تاریخ تمدن ایران, تاریخ فرهنگ ایران, تاریخ پادشاهی ایران, تاریخ شاهان ایران, کتاب ایران و ماوراء النهر در نوشته های چینی و مغولی سده های میانه، جستارهای تاریخی و جغرافیائی