کتاب اهتزاز روح فروشگاه اینترنتی آی کتاب :  iketab کتاب ادبیات انتشارات حوزه هنری

اهتزاز روح

نویسنده: آیت الله مرتضی مطهری , علی تاجدینی
ناشر: حوزه هنری
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 483
اندازه کتاب: وزیری - سال انتشار: 1369 - دوره چاپ: 1 

 

مروری بر کتاب 

مباحثی در زمینه زیبائی شناسی و هنر

بیانات و نوشته جات شهید عزیزمان حضرت آیه اللّه مطهری همواره راهنمایی برای اهل خرد و اندیشه بوده است. در این راستا از کتاب “اهتزاز روح” ـ گردآمده از آثار استاد شهید ـ مطالبی را برگزیده ایم که تقدیم می گردد:

به لحاظ توجه خاصی که حضرت آیت اللّه مطهری به شعر داشته اند، این بخش از کتاب را نسبت به سایر بخش ها از تنوع و زیبایی بسیاری برخوردار ساخته است. اگر چه تنوع این یادداشت ها نمی توانست مانع از آن باشد که آن ها را در ذیل چند موضوع مشخص دسته بندی کنیم، اما دیدیم که مقتضای این مجموعه، بیش تر از آن است که دُردانه وار به رشته درآیند تا ارزش یگانه آنان در وجوه اشتراکشان با یکدیگر گم نشود.

حس تغزل

آن هاکه می گویند یگانه عامل اساسی فعالیت های بشر اقتصاد است، هیچ درباره حس تغزل اندیشیده اند؟ این کشش شگفت انگیز که از عمق وجود، انسان را به جانب غزل سرایی می کشاند، از کجا نشأت گرفته است؟

شعر و اهتزاز روح

شعر، سخن نازله روح است. اهل سخن خوب می دانند که روح ما تا در اهتزاز نباشد، سخن خوش از آن صادر نمی شود.

آتش درون

امواج خروشان روح مولوی از طوفانی است که شمس در درونش بر پا کرده است و این همه شور در اشعار او منشأ گرفته از آن خروش باطنی است.

قیاس شعری

میان تصورات انسان و احساسات او پیوندی است که از آن طریق، صورت های خیالی شعر، احساسات را در اختیار می گیرند و روح را به اهتزاز وا می دارند. چرا که صورت های خیالی شعر، در درون انسان به احساساتی متناسب با خویش تبدیل می گردند.

منطق شعر

محتوای این یادداشت در حقیقت تفسیری است بر این آیه مبارکه قرآن که درباره شعر است: الم تر انهم فی کل وادیهیمون؟ 

این یادداشت از کتاب سیره نبوی گرفته شده و بدون شک قصد حضرت استاد در آن جا ارائه تفسیر بر آیات سوره شعرا نبوده است، اما می توان احتمال داد که یکی از معانی مورد نظر قرآن در آیه مبارکه مذکور، بیان همین واقعیتی بوده است که ایشان فرموده اند.

حسان بن ثابت را که در جاهلیت از شعرای انصار بود و در هجوگویی یدِ طولایی داشت، گفتند: )هرم شعرک فی الاسلام یا اباالحسام)؛ ـ یعنی شعر تو بعد از اسلام پیر گشت.

جواب گفت: ـ “مبنای شعر بر کذب و اغراق است و شعر خوب شعری است که در تزیین و توصیف، افراط کند و از حق، فراتر رود و اسلام، مانع ازاین هاست. آری،دایره شعرتنگ شده است”.

این مسئله ای است مربوط به ماهیت شعر، اما همان طور که در یادداشت بعد ـ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و شعر ـ بر این مطلب تصریح شده است، آنچه که مورد تقبیح قرار گرفته، شعری است که خود را از تعلق به حق، آزاد می انگارد.

در یادداشت بعد، آیت اللّه مطهری به طور خاص به همین مطلب پرداخته و این دو نوع شعر را از یکدیگر جدا ساخته است و بر این نکته تصریح می کند که شعر، زیباتر از نثر است و آنچه از عهده شعر برمی آید از نثر ساخته نیست.

سخن منظوم و منثور

مفهوم نثر در مقابل نظم است، اما نظم و شعر را نباید به یک معنا دانست؛ اگر چه در عرف این چنین است. هر نظمی شعر نیست. چرا که شعر در اصل به معنای سخنی است که آمیخته با تخیل و مشتمل بر نوعی تشبیه و استعاره و استخدام قوه خیال باشد. اثر خاص شعر را نیز بر روح انسان، باید با این خصوصیت ماهوی مربوط دانست.

شعر و سخن حماسی

شعر و سخن به تفاوت محتوی و غایات، شیوه های مختلفی می یابند. سخن حماسی، سخنی است که بوی غیرت و مردانگی و شجاعت دارد و به ایستادگی و مقاومت می خواند. بنابراین آهنگ و شیوه خاصی اختیارمی کند که مناسب این حالت ها است. سخن حماسی، این چنین سخنی است.

شعر و وارستگی

چرا دیگر، شعرایی همچون حافظ و سعدی پدید نمی آیند؟ قریحه شاعری در وجود انسان نخشکیده است، اما انسانِ آلوده و وابسته به تعلقات سخیف، چگونه می تواند به درک لطایف معنوی نایل شود؟

چه کسی حق شرح حافظ را دارد!

هر ادیبی حق شرح نوشتن بر حافظ را ندارد. حافظ را باید در بوستان معارف اسلامی جستجو کرد و لذا شعر او را کسی باید شرح کند که پیش از هر چیز، عارف باشد.

شهرت حافظ

از القابی که نزدیک ترین کاتب به عصر حافظ برای او نگاشته است، می توان استنباط کرد که حافظ در عصر خویش به علم و فضل و ادب شهرت داشته است؛ تا آن که در سلک اهل تصوف باشد.

یزیدی گری

با صرف نظر از نسبتی که به اپیکور می دهند، درست است یا نه، آنچه را که اروپایی ها اپیکوریسم می نامند، ما باید یزیدی گری بنامیم.مضامین اشعار یزیدبن معاویه که شاعری زبردست بوده به صراحت دعوت به لذات، لاابالی گری و عصیان در برابر دین و آخرت است.

خیام و حافظ و اپیکوریسم

از آن جا که در عصر ما اپیکوریسم رواج بسیاری یافته است، دور از انتظار نیست که عده ای می خواهند بزرگان اندیشه و ادب و عرفان را خلاف آنچه حقیقتا بوده اند، بدین مکتب، منسوب دارند؛ از جمله خیام و حافظ را.

کمیت اسدی و دعبل خزاعی و محتشم

کمیت اسدی و دعبل خزاعی، دو شاعر مرثیه گو هستند، اما نه از آن مرثیه هایی که محتشم می گوید. آنان راه حسین علیه السلام که راه قیام و مبارزه با باطل است را نشان می دهند و اشعارشان بنیان حاکمیت بنی امیه و بنی عباس را متزلزل ساخته است.

این دو یادداشت که از مجموعه گفتارهای گردآوری شده در کتاب های “ده گفتار” و “حماسه ی حسینی” برگزیده شده است، با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، انعکاسی است از روح استاد در مقام پاسداری از حقیقت حماسی عاشورا؛ اگر نه در یادداشت دیگری که از کتاب “سیره نبوی” انتخاب شده است، ایشان با ذکر این حدیث که انا قتیل العبره در مقام تشویق مرثیه سرایی برآمده اند.

با عنایت به این نکته که حفظ حقیقت اسلام و تقدیر تاریخی آن، وابسته به پاسداری از روح حماسی عاشوراست، می توان علت تأکیدهای مکرر و مستمر استاد را بر این معنا دریافت.

اقبال لاهوری و شعر

شعر برای اقبال نه هدف که وسیله ای بوده است در خدمت بیداری مسلمانان و سرودهای انقلابی او بعد از ترجمه به زبان های فارسی و عربی نیز همچنان اثر حماسه آفرینِ خویش را حفظ کرده اند.

مرثیه ی شورانگیز ابوهارون

امام حسین علیه السلام فرموده است: انا قتیل العبره؛ یعنی من کشته اشک ها هستم...

و حضرات ائمه علیهم السلام خود مشوق مرثیه سرایی برای واقعه عاشورا بوده اند.

ای بسا شاعر که بعد مرگ زاد

اقبال لاهوری شعری دارد که گویا ترجمه این گفته مولا علی علیه السلام است که: غدا تعرفوننی؛ یعنی فردا مرا خواهید شناخت. لاهوری می گوید: “ای بسا شاعر که بعد مرگ زاد”؛ و مرادش نه هر شاعری است که کلماتی را سرهم کند.

اثر شعر

تأکیدهای مکرر حضرت آیت اللّه مطهری بر این مطلب که مرثیه ها باید متوجه روح حماسی عاشورا شوند، با عنایت به زمان ایراد این گفته ها، بسیار پرمعناست؛ از یک سو، مراد ایشان این بوده است که با استمداد از روح حماسی عاشورا مردم را به مبارزه بخوانند و از سوی دیگر، هنر را نیز به سوی تعهدات حقیقی خویش، راهبر شوند. با توجه به این مقصود، در جستجوی ارائه مثالی عملی، اقبال لاهوری، مصداقِ مناسبی است که ایشان یافته اند.

با یقین به این حقیقت که اسلام دین حکومت و سیاست است، نباید اسلام را از برخورد با مقتضیات زمان، باز داشت و آن را همچون امری مستقل و مجرد از زمان و بیگانه با حکومت در محدوده عبادات فردی، محبوس کرد. شیطان دارای مظاهر بیرونی و درونی است. بنابراین عبادت های فردی نیز اگر درست و با توجه به حکمت تشریع آن ها انجام گیرند، انسان را به سوی قیام و مبارزه با مصادیق بیرونی طاغوت که ائمه کفر و ارباب ظلم هستند، رهنمون خواهند شد.

شهید، آیت اللّه مطهری از علمداران این طریق مجاهدتی هستند که به احیا دیگرباره اسلام در این عصر و ختم توسعه تسلط غرب بر جهان و به بیداری مستضعفان عالم منتهی شده است. با تأمل در نحوه برخورد حضرت امام خمینی)ره) با قالب های هنر جدید اعم از سینما، رادیو، تلویزیون و موسیقی و...، می توان هر چه بیش تر به ضرورت هایی که استاد مطهری در ایراد سخنانی از این دست، منظور نظر داشته اند، توجه یافت.

موسیقی و فساد

بعضی بر این باورند که اسلام عنایتی به ذایقه هنری انسان نداشته است و برای اثبات مدعای خویش، حرمت موسیقی و یا رقص را مَثَل می آورند.

اما باید دید که در مواردی این چنین، منع اسلام به اصل زیبایی ها باز می گردد یا به امر دیگری که مقارن با رقص یا موسیقی است؛ اسلام از حریم عقل حراست می کند.

موسیقی قرآن

موسیقی، روح را به اهتزاز وامی دارد و آن را در دنیای خاصی از احساس فرو می برد. نظر اسلام درباره ی موسیقی، متوجه همین عواطفی است که در انسان برمی انگیزاند. قرآن ـ خود ـ توصیه می کند که او را با آهنگی لطیف و زیبا بخوانند و با همین نوای آسمانی است که با فطرت الهی انسان سخن می گوید و روح او را تسخیر می کند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

اهتزاز روح

  • ناشر: حوزه هنری
  • کد کتاب: 66584 - 116/6
  • موجودی: در انبار
  • 250,000ریال

برچسب ها: آیت الله مرتضی مطهری, علی تاجدینی, زیباشناسی, فلسفه هنر, هنر اسلامی, نقد شعر, جامعه شناسی هنر, شهید مطهری, کتاب اهتزاز روح