کاربران گرامی ؛
با توجه به اطلاعیه ستاد مبارزه با کرونا و تعطیلی ناشران ، کتاب هایی که در انبار شرکت موجود می باشد ( کتاب هایی که در کدشان علامت ممیز { / } وجود دارد )، به ترتیب تحویل پست خواهد شد و کتاب هایی که می بایست از انبار ناشران بدستمان برسد پس از شروع فعالیت مجدد ناشران ارسال خواهد شد
شاد و تندرست باشید
بوی بهار میدهد

بوی بهار می دهد

نویسنده: مهدی سهیلی
ناشر: پوپک
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 290
اندازه کتاب: رقعی سلفون - سال انتشار: 1365 - دوره چاپ: 1

کمیاب - کیفیت : درحد نو ~ نو

 

مروری بر کتاب

مجموعه شعر

مهدی سهیلی شاعر و نویسنده ایرانی درهفتم تیر ماه سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد.نام خانوادگی خود را از حاجی علی اکبری سمنانی به سهیلی در سال 1322 تغییر داد . در ۱۹۵۷ چند اثر از وی را در مسکو به چاپ رساندند. او سال ها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد. سهیلی در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشته است.وی در ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ در سن ۶۳ سالگی در گذشت .

پس از پایان تحصیلات ابتدایی به فراگرفتن علوم قدیمیه و صرف و نحو عربی و منطق و معانی نزد استادان فن پرداخت و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام آباد به پایان آورد . سپس وارد خدمات مطبوعاتی و روزنامه نگاری شد .

اشک مهتاب اولین مجموعه شعر اوست که در فروردین ۱۳۴۷ به چاپ رسید. آتش خشم وی زود زبانه می کشید و زود هم سرد می گشت. در برابر ناملایمات صبور و همچنان شکرگذار بود.یکی از خصوصیات بارز او صراحت در گفتار بود.

وی معتقد است:« حق گفتن و دشمن تراشیدن بسی بهتر است از ناحق شنیدن و دوست یافتن.» وی معتقد به خضوعِ بدون قید و شرط را نمی پذیرفت. او می گوید: مرا بسیار دوست صمیمی و دشمن قدیمی است. که دوستان در پی تهییج من اند و دشمنان در پی ترویج من اند. که خداوند بر عمر یکایکشان بیفزاید....


دخترم با تو سخن می گویم
گوش کن ، با تو سخن می گویم
زندگی در نگهم گلزاریست
و تو با قامت چون نیلوفر
شاخه پر گل این گلزاری
من در اندام تو یک خرمن گل می بینم
گل گیسو ، گل لب ها ، گل لبخند شباب
من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم
گل عفت ، گل صد رنگ امید
گل فردای بزرگ
گل فردای سپید
می خرامی و تو را می نگرم
چشم تو آینه روشن دنیای من است
تو همان خرد نهالی که چنین بالیدی
راست چون شاخه سر سبز ، برومند شدی
همچو پُر غنچه درختی ، همه لبخند شدی
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش
همه گلچین گل امروزند
همه هستی سوزند
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد
آنکه گِرد همه گلها به هوس می چرخد
بلبل عاشق نیست
بلکه گلچینِ سیه کرداری است
که سراسیمه دوَد در پی گلهای لطیف
تا یکی لحظه به چنگ آرد و ریزد بر خاک
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک
تو گل شادابی
به ره باد مرو
غافل از باد مشو
ای گل صد پر من
با تو در پرده سخن می گویم
گل چو پژمرده شود ، جای ندارد در باغ
گل پژمرده نخندد بر شاخ
کس نگیرد زگل مرده سراغ
دخترم ، با تو سخن می گویم
عشق دیدار تو بر گردن من زنجیری است
و تو چون قطعه الماس درشتی کمیاب
گردن آویز بر این زنجیری
تا نگهبان تو باشم ز حرامی در شب
بر خود از درد بپیچم همه روز
دیده از خواب بپوشم همه شام
دخترم ، گوهر من
گوهرم ، دختر من
تو که تک گوهر دنیای منی،
دل به لبخند حرامی مسپار
دزد را دوست مخوان
چشم امید بر ابلیس مدار
دیو خویان پلیدی که سلیمان رویند ،
همه گوهر شکنند
دیو ، کی ارزش گوهر داند
نه خردمند بود ،
آنکه اهریمن را ،
از سر جهل ، سلیمان خواند
دخترم ، ای همه هستی من
تو چراغی ، تو چراغ همه شبهای منی
به ره باد مرو
تو گلی ، دسته گلی ، صد رنگی
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی
خویش را خوار مبین
آری ای دخترکم
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس
پیش گلچین منشین
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی
خویش را خوار مبین
آری ای دخترکم
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

بوی بهار میدهد

  • ناشر: پوپک
  • کد کتاب: 111250 - 25/4
  • موجودی: در انبار
  • 600,000ریال

برچسب ها: مهدی سهیلی, شعر فارسی, کتاب بوی بهار میدهد