کاربران گرامی ؛
با توجه به اطلاعیه ستاد مبارزه با کرونا و تعطیلی ناشران ، کتاب هایی که در انبار شرکت موجود می باشد ( کتاب هایی که در کدشان علامت ممیز { / } وجود دارد )، به ترتیب تحویل پست خواهد شد و کتاب هایی که می بایست از انبار ناشران بدستمان برسد پس از شروع فعالیت مجدد ناشران ارسال خواهد شد
شاد و تندرست باشید
اسیر سرنوشت

اسیر سرنوشت

نویسنده: رویا سینا پور
ناشر: سمن
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 343
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1387 - دوره چاپ: 3

 

مروری بر کتاب

باغ سر سبز و قشنگی بود . کنار چشمه ای نشسته بودم . دست هایم را پر از آب کردم و بالا آوردم تا آب بنوشم . نگاهم متوجه سیب سرخی شد که در آب می چرخید و سیب را گرفتم . هنوز قطرات آب روی سیب بود . سیب را جلوی دهانم بردم یکدفعه متوجه شدم که تمام سیب را کرم خورده . جیغ کشیدم و سیب را پرت کردم .

از خواب پریدم ، مادرم را کنارم دیدم که دستش را روی پیشانی گذاشته و با صدای آرام می گفت : « لیلا جان خواب دیدی مادر ؟ »

من که تازه به خود آمده بودم ، متوجه شدم تمام آن چه را که دیدم ، خوابی ببیش نبوده . آرام بلند شدم و از مادرم خواهش کردم که یک لیوان آب برایم بیاورد . مادرم از کنارم بلند شد و به آشپزخانه رفت . نگاهی به پنجره ی اتاقم انداختم . هوا مهتابی بود . ستاره ها می درخشیدند . هنوز در فکر خوایم بودم .

مادرم بعد از چند لحظه وارد اتاق شد . لیوان اب را که در یک پیش دستی بود به من داد و با مهربانی گفت :
– فردا امتحان داری عزیزم ، سعی کن راحت بخوابی . ساعت از دو گذشته ، چیزی به صبح نمانده .
– چشم مادر ، فقط یادت باشه ، ساعت شش بیدارم کنی ، باید یک بار دیگر کتابم را مرور کنم .
– باشه دخترم .

لیوان آب را از دست من گرفت و بعد از گفتن « شب به خیر » برق اتاق را خاموش کرد ...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

اسیر سرنوشت

  • ناشر: سمن
  • کد کتاب: 74829 - 26/2
  • موجودی: در انبار
  • 180,000ریال
  • 125,000ریال

برچسب ها: رویا سینا پور, داستان های فارسی, کتاب اسیر سرنوشت