از دیار آشتی

از دیار آشتی

نویسنده: فریدون مشیری
ناشر: چشمه
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 155
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1397 - دوره چاپ: 15

 

مروری بر کتاب

مجموعه شعر

باری اگر روزی کسی از من بپرسد
«چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟»
من، می­گشایم پیشِ رویش دفترم را
گریان و خندان، برمی­افرازم سرم را
آنگاه، می­گویم که: بذری نو فشانده است، تا بشکفد، تا بر دهد بسیار مانده است

در زیر این نیلی سپهرِ بی­کرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نامِ بلندِ عشق را تکرار کردم
با این صدای خسته، شاید، خفته­ ای را
در چارسوی این جهان بیدار کردم

من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم

پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم
مرگ قناری در قفس را غصه خوردم
وز غـُصّه­ ی مَردُم، شبی صدبار مُردَم.

شرمنده از خود نیستم گرچون مسیحا،
آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن؛
من، با صبوری، بر جگر دندان فشردم!؛

اما اگر پیکار با نابخردان را
شمشیر باید می­گرفتم
بر من نگیری، من به راهِ مهر رفتم.؛

در چشم من، شمشیر در مشت؛
یعنی کسی را می­توان کشت!؛

در راهِ باریکی که از آن می­گذشتیم،؛
تاریکیِ بی­دانشی بیداد می­کرد!؛
ایمان به انسان، شب­چراغِ راه من بود!؛
شمشیر، دستِ اهرمن بود!؛
تنها سِلاحِ من درین میدان، سخن بود!؛

شعرم اگر در خاطری آتش نیفروخت
اما دلم چون چوبِ تـَر، از هر دو سر سوخت
برگی ازین دفتر بخوان، شاید بگویی: - آیا که از این می­تواند بیشتر سوخت!؟

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

از دیار آشتی

  • ناشر: چشمه
  • کد کتاب: 10262
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • 0ریال

برچسب ها: فریدون مشیری, شعر فارسی, شعر نو, کتاب از دیار آشتی