منو
سبد خرید

اشک و سرنوشت

اشک و سرنوشت
موجود نمی باشد
اشک و سرنوشت
0 ریال
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • مدل: 117270 - 102/1
  • وزن: 1.00kg
  • UPC: 120

اشک و سرنوشت

گردآورنده و مترجم: مهرداد اوستا
ناشر: پور سینا
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 176
اندازه کتاب: وزیری سلفون - سال انتشار: 1348 - دوره چاپ : 1

کمیاب - کیفیت : درحد نو 

 

مروری بر کتاب

دریچه ای بر سرگذشت زندگی مردمی بزرگ و فرهیخته

مهرداد اوستا (محمد رضا رحمانی) شاعر و نویسنده ی معاصر در17 اردیبهشت سال 1308 شمسی در خانواده ای اهل شعر در شهر بروجرد به دنیا آمد. در 10 سالگی با سرودن شعر- آنهم موزون و مقفی- مورد تشویق یکی از آموزگارانش قرار گرفت، گوئی خود نیز به استعداد شگرف خویش واقف بود، زیرا در 12 سالگی شهر بروجرد را برای خود کوچک دید و راه تهران را پیش گرفت و تا پایان عمرپر بارش در این شهر اقامت گزید.

پس از سپری کردن دوره دبیرستان، ضمن تدریس در مدارس و دبیرستانها، تحصیلات آکادمیک خویش را تا اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته فلسفه ادامه داد و به دلیل اندوخته های خارق العاده ذهنی اش در زمینه ادبیات و علوم انسانی در سن 25 سالگی بعنوان جوانترین استاد جذب دانشگاه شد و در سن 30 سالگی به عضویت شورائی درآمد که رساله دکترای دانشجویان دوره دکتری ادبیات فارسی را تأئید یا رد می نمود. مطالعه شبانه روزی وی باعث گردید در مدت کوتاهی بر ادبیات فارسی، عرب و بطور کلی ادبیات جهان تسلط کامل پیدا کند و بعنوان یکی از سخنرانان برنامه `مرزهای دانش` رادیو، که در آن زمان از وزین ترین برنامه های رادیوئی بود در کنار اساتید بزرگی همچون "محیط طباطبائی" به سخنرانی بپردازد.

این ادیب گرانقدر و شاعر بزرگ با آنکه در همه زمینه های شعری قدرت خویش را به نمایش می گذاشت، اما به قصیده بیشتر از سایر انواع شعر عشق می ورزید و به حق لقب بزرگترین قصیده سرای معاصر بعد از ملک الشعرای بهار را از آن خود ساخت. او با تصحیح "دیوان سلمان ساوجی" در سن 22 سالگی و انتشار نخستین مجموعه شعر خود با نام "از کاروان رفته" تحسین بسیاری از صاحبنظران را نسبت به خود برانگیخت. در سال 1327 همزمان با ورود به دانشگاه تهران به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به عنوان مسئول سامان دادن به کتابخانه های موجود و مقالات و کتب ادبی این وزارتخانه و نیز دبیر در چندین دبیرستان تهران به فعالیت پرداخت.

در سال 1330 با کسب مدرک کارشناسی به ادامه ی تحصیل رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران پرداخت. استاد اوستا ضمن تدریس در دانشگاه تهران سفرهای متعددی را به کشورهای مختلف انجام داد و آثار و اشعار ارزشمندی از خود بر جای نهاد. سرانجام در سال 1370 در سن 62 سالگی در اثر عارضه قلبی در گذشت و پیکر وی در قطعه مشاهیر ادب و هنر ایران در تهران به خاک سپرده شد.

نه هستی بود و نه نیستی.
نه آسمان پهناور بر فراز زمین دامن گسترده بود و نه زمینی در فرود آن آرمیده بود.

آیا هستی، نیستی، آسمان زمین و همه ی اینها در کدامین پرده نهفته بودند؟
آیا آنچه اینهمه را پنهان می کرد گرداب بی کرانه ی آب بود؟
یا... چه بود؟

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
بد خوب