منو
سبد خرید

اردشیر بابکان ؛ زاده بختگان

اردشیر بابکان ؛ زاده بختگان
موجود نمی باشد
اردشیر بابکان ؛ زاده بختگان
0 ریال
  • موجودی: موجود نمی باشد
  • مدل: 99803 - 209/5
  • وزن: 0.20kg
  • UPC: 15

اردشیر بابکان ؛ زاده بختگان

نویسنده: محمدرضا آل ابراهیم
ناشر: سته بان
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 95
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1387 - دوره چاپ: 1

کیفیت : نو ؛ همراه با نوشته و امضای تقدیمی نویسنده

 

مروری بر کتاب

اردشیر بابکان فرزند ساسان در سال ۱۸۰ میلادی یعنی ۱۸۲۶ سال پیش در روستای «خیر» واقع در حاشیهٔ جنوبی دریاچهٔ بختگان فارس چشم به دنیا گشود.در تاریخ بلعمی آمده است که: «اصطخر را روستایی ست [و آن را روستای خیرو خوانند و آنجا دیهی است](۱) نام وی طیروده، اردشیر از آن دیه بود، [و آن دیه بدو بازخوانند].» بنا به روایت جغرافی‌دانان و مورخین اسلامی، ازجمله طبری (۳)(۴) اردشیر سرسلسلهٔ ساسانی در روستایی به نام «تیروده» از ناحیهٔ «خیر» از کورهٔ استخر زاده شده است. دودمانش از اسپهبدان و بزرگان پارس بودند و پدرش بابک، شاه «خیر» و تابع «گوچهر» شاه استخر که خود برگماردهٔ اردوان پادشاه اشکانی بوده است.

اردشیر در نوجوانی به توصیهٔ پدرش از طرف گوچهر به ارگبد (قلعه دار) دارا بگرد که تیری نام داشته است سپرده می‌شود تا به او آداب و فنون فرماندهی بیاموزد و در جوانی پس از تیری مقام ارگبدی دارا بگرد به او داده می‌شود. در این روزگار است که به‌واسطهٔ جنگ‌های فرساینده با رومیان و براثر بحران عمومی و پیدایش اشکال جدید اجتماعی در بطن جامعه، انقراض پادشاهی اشکانیان و ضعف حکومت مرکزی آغاز می‌شود.(۵) ملوک‌الطوایف [پراکنده شاهی] و برده‌داری کشور را به انحطاط کشانیده بود. در این زمان اردشیر جوان که خود را وارث دودمان پارس هخامنشی می‌داند برای نجات کشور و یکپارچگی ملت گام پیش می‌نهد. 

ملک‌الشعرا بهار در سبک‌شناسی می‌نویسد:

«اردشیر پاپکان (۶) در قریهٔ «طیروده» از روستای «خیر» از استان اصطخر فارس به دنیا آمد، و جدش مردی بود ساسان نام بسیار شجاع و شدیدالبطش (۷) و این ساسان از خاندان ملوک محلی فارس که آنان را «بازْرَنگان» (۸) یا «بازْرَنگیان» (۹) می‌گفتند زنی گرفت نامش «رامبهشت» و خود ساسان در اصطخر متولی آتشگاه آناهید بود. این زن برای ساسان پسری زایید نامش را پاپک نهادند و پاپک بعد از ساسان مأمور تولیت معبد شد و به رسیدگی به کار مردم پرداخت و از پاپک پسران آمدند که یکی از آن‌ها شاپور و دیگر اردشیر نام داشت و در این وقت امیر اصطخر یکی از بازْرَنگیان بود که طبری او را «جوزهر» نامیده و کریستن‌سِن و دیگران این نام را «گوچیهر» دانسته‌اند، اردشیر در کَنَف تربیت «جوزهر» (آرْگِبد)(۱۰) دارابجرد شد و منجمان و فالگیران، وی را از نژاد بزرگ او خبر داده گفتند: تو پادشاه خواهی شد و نیز خوابی دید که عزم وی را به‌نیروتر کرد و اول کاری که کرد این بود که به یکی از نواحی دارابجرد که «جوبانان» [گوبانان] نام داشت حمله برد و امیر آنجا را که «فاسین» نام داشت بکُشت، سپس امیر محلی «کونس» را که نامش «منوچهر» بود به قتل آورد، بعد از آن به محلی دیگر که «لرویر» نام داشت تاخته امیر محلی آنجا را «دارا» نام از میان برگرفت؛ و این خبر را به پدر در اصطخر نوشت، در این وقت «جوزهر» در بیضای فارس «دِژاسپید» منزل داشت، پاپک بر او تاخته و او را از میان برداشت، و تاجِ «جوزهر» را بر سر نهاد؛ و این حوادث را به حضور «اردوان» پادشاه بزرگ اشکانی عرضه داشته تقاضا کرد که اجازه دهد تاج «جوزهر» را پسر او «شاپور» بر سر گذارد و اردوان جوابی درشت داده وی و پسرش «اردشیر» را به طغیان منسوب داشت؛ و آن کارها و کشتارها را ناروا شمرد. در این اوقات «پاپک» بدرود حیات گفت و شاپور پسر بزرگش تاج شاهی اصطخر را بر سر نهاد و به احضار برادر خود «اردشیر» مثال داد. اردشیر از اطاعت برادر سر برتافت. شاپور لشکر به‌قصد برادر کشید. لیکن برادران دیگر وی را گرفته بند کردند و تاج پارس را به نزد اردشیر بردند و اردشیر تاج‌گذاری کرد؛ و بر برادران بدگمان شد و آنان را از میان برداشت؛ و در آخر بر اردوان اشکانی نیز فائق آمده در ۲۸ آوریل ۲۲۴ بم فاتحانه وارد تیسفون گردید (۱۱) و شاهنشاهی خود را اعلام داشت»

دکتر عبدالحسین زرین‌کوب هم در کتاب تاریخ مردم ایران بر این باور است که اردشیر بابکان زادهٔ دهکدهٔ شهر «خیر» است: «پاپک پسر ساسان که به علت عنوان روحانی ازجملهٔ بغان- خداوندگاران- پارس محسوب شد و چون از طرف مادر نیز به سلسلهٔ بازْرَنگی منسوب بود داعیهٔ قدرت‌جویی داشت و علاوه بر نگهبانی معبدِ استخر در شهر کوچک «خیر»- کنار دریاچهٔ بختگان نی‌ریز- خود را همچون فرمانروایی خودکامه تلقی می‌کرد. ارتخشیر پاپکان (-اردشیر) در حدود سال ۱۸۰ میلادی بنا بر مشهور در یک دهکدهٔ شهر «خیر»- به نام «تیروذه» (طیروده) به دنیا آمد.

اردشیر باآنکه از برادر خویش شاهپور بابکان و حتی ظاهراً از چند برادر دیگر خویش به سال جوان‌تر بود، به سبب مهارت در فنونِ سواری و آشنایی با رموز جنگ، بیشتر از سایر فرزندان پاپک سودای کسب قدرت داشت. ازاین‌رو باآنکه هنوز جوان نورسیده‌ای بود بابک عنوان ارگبذ (- کوتوالی، فرماندهی پادگان قلعهٔ نظامی) شهر کوچک دارا بگرد را از پادشاه بازْرَنگی برای او گرفت؛ و او چندی بعد، هم به سعی پدر عنوان پادشاه محلی دارا بگرد را نیز به دست آورد. (حدود ۲۰۰ میلادی)»

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
بد خوب