منو
سبد خرید

آمالیا

آمالیا
درحال حاضر موجود نمی باشد
آمالیا
  • موجودی: درحال حاضر موجود نمی باشد
  • مدل: 106790 - 3/5
  • وزن: 0.30kg
  • UPC: 30
0 ریال

آمالیا

نویسنده: ناردوس
مترجم: احمد نوری زاده
ناشر: آبی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 263
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1380 - دوره چاپ: 1

 

مروری بر کتاب

میکائل هـوهانسـیان،با تخـلص ناردوس، یکـی از بـزرگ تـرین نویسندگان ارمنـی است که در اغلب آثارش زندگی طبقۀ ‏متوسط و روشنفکر ارمنـی ساکن تفلیس را در قرن نوزدهم به تصویر مـی کشد. نباید فراموش کرد که در قـرن نوزدهـم و ‏اوایل قرن بیستـم میلادی، شهر تفلیـس یکـی از بزرگ ترین مـراکز تجـمع و زندگی ارمنـیان بوده است. کتابخـانه  ها، سالن های تئاتر ‏و کنسرت، مدرسه ها و مراکز آمـوزش عالـی که بسیاری از نویسنـدگان و هنرمنـدان ارمنـی از آنها فارغ التحصیل شدند، در ‏شـهر تفلیـس جای داشت.

جای تأسف است که اینک کشور گرجستان در ادامۀ سیاست های ارمنی زدایی خود، که پس از ‏استقلال در پیش گرفته، وجود چنین مراکزی را که بنیان گذاران آنها ارمنیان بوده اند، انکار می کند. حتی، کلیساها و ‏مراکز مذهبی ارمنیان، که در خاک گرجستان پراکنده بوده اند، نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. آثار نویسندگانی ‏همچون ناردوس، گویای این حقیقت است که فضای فرهنگی شهر تفلیس به ویژه، در دهه های پایانی قرن نوزدهم میلادی، با ‏نفس هنرمندان و ادیبان ارمنی گرم بوده است.‏...

... به یاد داری که زمانی من از عذاب ومکافات آسمانی سخن می گفتم و به تو هشدار می دادم ؟
شاید آن هنگام این کار یک عمل بی معنی جلوه می کرد .اما گاهی پیش می آید که چیزهای بی معنی مفهوم ژرفی پیدا می کنند که همه کس قادر به درک آنها نیستند ...

نمی دانم تقدیر بود که مرا ناگزیر کرد کاری را بکنم که با روح واصول اعتقادی من مغایر بود یا چیزی دیگر ؟
... آیا من سقوط کردم یا خیر؟

چه کسی این را می داند ؟
اما من دیگر قادر به ادامه دادن وضعیت فعلی نبودم...

رمان آمالیا در 1890م نگارش یافته و توصیفی که ناردوس از شهر تفلیس ارائه می دهد، آن را مانند یک شهر ‏اروپایی نشان می دهد. می دانیم که گرجستان در طی دورۀ دوم جنگ های ایران و روس، یعنی در 1826ـ 1828م و به دنبال عهدنامۀ ترکمانچای، از ایران جدا شده است. بنابراین، در طول بیش از شش دهه، شهر تفلیس، مرکز ‏گرجستان، چهره  ای غیر شرقی و اروپایی یافته است.‏

رمان با توصیف زندگی خانوادگی دکتر زاکار مارگوسیان و همسرش اِما یا به همان صورت که در متن فارسی ‏رمان آمده، آمالیا و پسر کوچکشان آرام آغاز می شود. در یک روز تعطیل که زاکار و آمالیا و آرام برای قدم زدن به ‏گردشگاه شهر رفته اند، حادثه ای، به ظاهر ساده، رخ می دهد که از آن پس مسیر رمان را تعیین می کند. به توصیف ‏به ظاهر سادۀ ناردوس توجه کنیم:‏

… زن و مرد در حالی که دست در دست هم داشتند و آرام کوچولو پیشاپیش آنها راه می رفت، در گردشگاه ‏شهر سرگرم قدم زدن بودند.‏‏ روز تعطیل بود و هوا دلپذیر و خوب. شمار زیادی از مردم که برای تفریح به گردشگاه آمده بودند، سرگرم قدم ‏زدن بودند. در اینجا، زیر درختان جوانه زده و در کنار چمن های سبز براق نو  رُسته، می شد نیروی حیات  بخش ‏بهار را بیش از پیش احساس کرد و از گرمای آفتاب حسابی لذت برد. هوا بی اندازه پاک و تازه و درخشان بود.‏ زاکار، که عادت به پُرحرفی داشت، مشغول تعریف کردن چیزی برای زنش بود که ناگهان مردی که به طرز ‏دلنشینی لباس پوشیده بود و کلاه سیلندر برسر نهاده بود و از رو به رو به طرف آنها می آمد، توجهش را جلب کرد. ‏سکوت کرد و متعجب به مرد خیره شد. به نظرش چنین آمد که آن مرد را می  شناسد…‏». 

‏در ارتباط با آنچه دربارۀ تغییر چهرۀ شهر تفلیس گفته شد، اگر توجه کنیم که سال 1890م برابربا 1269ش، ‏مصادف با سال  های پایانی حکومت ناصرالدین شاه قاجار‏[8] در ایران بوده و طبق روایت تاریخ های اجتماعی شهر ‏تهران و به ویژه، تحقیقات ارزندۀ زنده یاد جعفر شهری، تنها تفریح  گاه  های عامۀ مردم پایتخت در آن زمان سر قبر ‏آقا، شاهزاده عبدا لعظیم، باغ سراج الملک در شهر ری و تکیۀ دولت برای برگزاری مراسم تعزیه بوده است، می  توان ‏به تفاوت فاحش فضای شهر تفلیس با شهر تهران پی برد. ضمناً پوشش مردان و زنان در همین توصیف کوتاه نشان ‏می  دهد که شهر تفلیس چهره  ای اروپایی داشته است.‏

مردی که توصیفی از پوشش او در متن آمده آرسن زازونیان، از دوستان قدیمی زاکار است که چندین سال ‏است یکدیگر را ندیده  اند. دیدار زاکار و همسرش با زازونیان یک نقطۀ عطف در رمان به حساب می  آید زیرا ‏زندگی آرام و بی  دغدغۀ خانوادۀ مارگوسیان پس از این دیدار، رفته رفته دگرگون می  شود. زاکار و آرسن دوران ‏دبیرستان را با هم گذرانده و دوستانی بسیار صمیمی بوده  اند. زاکار سخت شیفتۀ شخصیت آرسن است زیرا ‏خاطراتی که از دوران تحصیل دارد از آرسن یک قهرمان و شخصیتی آرمانی ساخته است که پیوسته به معتقدات ‏خود وفادار است.

اعتقاداتی که از او نه تنها چهره  ای جزم  اندیش ارا ئه نمی  دهد بلکه برعکس انسانی واقع  گرا را ‏پیش روی ما قرار می  دهد که پیوسته حرکتی رو به جلو و در جهت مصالح جامعه دارد. در ابتدای رمان چنین به ‏نظر می  آید که آرسن، با توجه به املاکی که به او به ارث رسیده، مردی بی  قید و راحت  طلب است که پیوسته در ‏حال سفر و خوش  گذرانی است اما روند طبیعی داستان ما را در برابر حقایق تلخ و ناگواری قرار می  دهد که از زازونیان ‏چهره  ای درد کشیده و ستمدیده پیش رویمان می  نهد که به هیچ  روی نمی  توانیم در برابرش بی  تفاوت باشیم. هر‏چه رمان پیش  تر می  رود، شخصیت نیرومند و انسانی زازونیان بیشتر نمایان می  شود و به درستی می  توان ‏تشخیص داد که چرا ناردوس، شخصیتی مانند زازونیان را محور اصلی رمان خود برگزیده است. آنچه رمان را در ‏روند تکاملی خود به سوگنامه  ای تبدیل می  کند، حوادث پیش  بینی نشده و کاملاً اتفاقی   است که شخصیتی ‏فرهیخته و دوست  داشتنی مانند زازونیان را رفته رفته به فاجعه  ای درد  آور نزدیک می  کند. 

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

کتاب مورد نظر در حال حاضر موجود نیست . اطلاعات خود را وارد فرم زیر نمایید تا زمانی که کتاب موجود شد به شما اطلاع داده شود

نام
ایمیل
موبایل
توضیحات